خرید بک لینک

در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «تولد یک سالگی» را می‌خوانید.

قبلش رفتیم چند تا اتلیه کارهاشون رو دیدیم تا یه اتلیه خوب پیدا کنیم و از یک سالگیش عکس بگیریم بالاخره اتلیه ویونا خیابان امام جمعه رو انتخاب کردیم شنبه وقت گرفتیم برای اتلیه عصر ساعت 6 رفتیم و تا ساعت 7نیم کارمون طول کشیدخدا رو شکر موقع عکس گرفتن همش می خندید و عکس هاش خوب شدن روز چهارشنبه عکس هایی که انتخاب کرده بودیم رو تحویل داد و چند تا هم عکس کوچیک برای کادو به مهمان ها بهمون اشتانیون داد تصمیم گرفته بودیم سقف حال رو پر از بادکنک کنیم دو بادکنک باد می کردیم و می چسبوندیم به سقف نفسمون دیگه بالا نمی اومد ولی به خاطر ذوقی که داشتیم معمولمون نمی شد .پشت در خونه هم خوش امدگویی زده بودیم و رویه دوغ و نوشابه های هم تولدت مبارک پارمیس و عکس خوشکلمون رو چسبوندیم کلی تدارک و ایده جدید براش به خرج دادیم

بالاخره پنجشنبه روز تولدش فرا رسید قرار بود خانم ها ساعت 6 بیان و اقابون ساعت 8 بعد از کلی بزن و برثص سروکله اقایون پیدا شد و کیک تولد هم رسید خدا رو شکر پارمیس اذیت نکرد اون روز .

پذیرایی هم شربت بود و میوه (موز و هلو) کیک و چای و تنقلات (پفک و پففیل) شام

وقتی همه مهمان ها اومدن و پذیرایی شدن (البته سلف سرویسی بود) نوبت گرفتن کادوهای پارمیس خانم رسید که فکر کنم از کادویه خاله سمیه که یه سه چرخه بود و کادویه دایی محمد که عروسک رقاص بود از همه کادوها بیشتر خوشش اومد و کلی ذوق کرد با عروسکش

شام از بیرون سفارش داده بودیم چلو میکس ساعت 10 بابا زحمت گرفتن شام رو کشید و با دایی رفتن شام رو گرفتن

بعد خوردن شام کادو مهمان ها رو به طور شانسی دادیم و جشن تولد به پایان رسید دیگه از خستگی توان هیچ کاری رو نداشتیم و با پارمیس خانم رفتیم لالا

برچسب: نویسنده: نگار رحمانی تاريخ: دوشنبه 29 تير 1405 ساعت: 17:50

صفحه بندی