جزئیات تازه از تولد یک سالگی
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 17:50
در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «تولد یک سالگی» را میخوانید.قبلش رفتیم چند تا اتلیه کارهاشون رو دیدیم تا یه اتلیه خوب پیدا کنیم و از یک سالگیش عکس بگیریم بالاخره اتلیه ویونا خیابان امام جمعه رو انتخاب کردیم شنبه وقت گرفتیم برای اتلیه عصر ساعت 6 رفتیم و تا ساعت 7نیم کارمون طول کشیدخدا رو شکر ...
افشای جزئیات اولین مسافرت پارمیس
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 17:50
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «اولین مسافرت پارمیس» را در ادامه بخوانید. صبح زود بود راه افتادیم قرار شد بریم قشم ساعت های 6 بود از خونه زدیم بیرون پارمیس تا 9 بود خواب بود ساعت های 10 کنار جاده توقف کردیم تا هم خودمون خستگی از تنمون بره بیرون هم به پارمیس خوانم صبحانه بدیم هوا خیلی گرم بود هرچه به ...
عمل چشم در کانون توجه
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 17:50
گزارشی از مهمترین نکات مربوط به «عمل چشم».همه می گفتن کاری نداره عملش خیلی راحته ده دقیقه بیشتر طول نمی کشه به خاطر همین کمی خیالمون راحت شده بود ولی با این حال نگران بودیم 5 ساعت قبل از عمل چیزی نمی باست بخوره ساعت 3 گوشی رو کوک کردم و شیرش دادم یه کم خورد و خوابیدیم ساعت 7 پا شدیم که آماده شیم بر...
گزارشی از سفر دوم پارمیس خانم
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 17:50
در این مطلب، جزئیات مربوط به «سفر دوم پارمیس خانم» ارائه شده است.پارمیس که دیگه کامل یاد گرفته بود راه بره همش شیطونی می کرد و می خواست خودش راه بره حرم که می رفتیم تویه صن می زاشتیم خودش راه بره که تو راه کلی شیطونی می کرد بچه ای می دید می دوید طرفش و می گفت نی نی باهاش دکی می کرد می رفت سراغ حوض ه...
گزارشی از عقیقه
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 17:50
در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «عقیقه» را میخوانید.قرار بر این شد که 14 آبان مراسمش رو بگیریم.تو خونه مامانم مراسم برگزار شد .کل هفته رو کار داشتیم اول رفتیم قصابی برای گوسفند که خودش روز چهارشنبه ظهر اومد و قروبنیش کرد و گوشتهاش رو جدا کرد و استخونهاش هم زحمت خاله مریم شد بلغور پخت و هم خو...
پشت پرده تولد دو سالگی
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 17:50
در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «تولد دو سالگی» را میخوانید.تم تولدمون آبی بود به همه هم گفته بودیم ابی بپوشن .کف اتاق رو پر از پادکنک کردیم و به سقف هم به صورت هلالی دو ردیف بادکنک چسبوندیم و یه happy birthday رنگی هم زدیم به دیوار ساعت 6 خانم ها اومدن و کلی رقصیدیم و قبل از اینکه مهمون ها...
تلفظ لغات
-
تاریخ: 1397/1/6 ساعت: 18:47
پارمیس خانم بعضی کلمات رو خیلی بامزه تلفظ می کنه مثلا:پتو = اَتوکلمپه = کپلومبینا = میامیامرسانا = مرتاسانشسته بود = اِشنده بودرانندگی = گوکونقاشی = نونیهندوانه = نونهLet's block ads! (Why?)
پوشک گرفتن
-
تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 12:39
پوشک گرفتن پارمیس خانم خیلی راحت انجام شد یه روز عصر (9 مرداد ماه 1396) بود گفت پوشکم در بیارید می خوام برم جیش کنم اول محلش نذاشتم ولی دوباره گفت منم در اوردم گفتم بریم جیش کنیم رفت دستشویی و جیش کرد وقتی برگشت می خواستم پوشکش کنم ولی بهش گفتم می خوای دیگه پوشکت نکنم هر وقت جیش داشتی بگی ببرمت دستش...
تولد دو سالگی
-
تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 12:39
پنجشنبه 26 مرداد 96 تولد دو سالگی اش رو گرفتیم مهمونامون 14 نفر بودن مامان بابا و خواهر و برادر های خودم خاناواده شوهرم رو دعوت کردیم ولی نیامدن تم تولدمون آبی بود به همه هم گفته بودیم ابی بپوشن .کف اتاق رو پر از پادکنک کردیم و به سقف هم به صورت هلالی دو ردیف بادکنک چسبوندیم و یه happy birthday رنگی...
عقیقه
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:33
بعد از اینکه از مسافرت مشهد برگشتیم تصمیم گرفتیم پارمیس خانم رو عقیقه کنیم هم برای سلامیش گسفندی قربونی کرده باشیم و هم برای چشم هاش که ایشالا زودتر خوب شن. قرار بر این شد که 14 آبان مراسمش رو بگیریم. تو خونه مامانم مراسم برگزار شد . کل هفته رو کار داشتیم اول رفتیم قصابی برای گوسفند که خودش روز چهار...
سفر دوم پارمیس خانم
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 2:08
پارمیس خانم ما الان 14 ماهش شده و ما تصمیم گرفتیم بریم مشهد مامانم هم باهامون اومد 24 مهر 95 صبح زود ساعت4 از خواب بیدار شدیم و حرکت کردیم عقب ماشین رو کلا پر کرده بودیم و می شد راحت بخوابیم تو راه نوبتی با مامانم جامون رو جابه جا می کردیم و استراحت می کردیم .
راه رفتن
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 9:54
اولین قدم رو پارمیس کوچولیه ما توی 11 ماهگی برداشت که چقدر و مامان بابا ذوق کردن چند هفته ای گذشت و یه قدمش شد سه چهار قدم
تولد
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 18:00
مثل اینکه جاش خوبه هرچی انتظار کشیدیم به دنیا نمی اومد انگاری دخترمون صبرش
تولد تا 6 ماهگی
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 18:00
دو شب تو بیمارستان ارجمند بودیم چهارشنبه صبح مرخص شدیم تا کارهای حسابداری رو کردیم ظهر رسیدیم خونه بابا زحمت کشیده بود جلو پامون
6 ماهگی تا 12 ماهگی
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 18:00
7.5 ماهگی می توانست بشینه البته با کمک متکا دورش اگه متکا دورش نبود ممکن بود
جشن دندون
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 18:00
اخرهای فروردین 95 بود که رفتیم مسافرت تویه مسافرت اولین دندون پارمیس خانم ما دراومد
تولد یک سالگی
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 17:59
اولین مسافرت پارمیس
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 17:59
اولین مسافرت پارمیس خانم ما توی فروردین 95 بود 8 ماهه بود خیلی می ترسیدم اذیت کنه تو مسافرت ولی خدارو شکر خیلی اذیت نکرد
عمل چشم
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 17:59