
در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «تولد یک سالگی» را میخوانید.قبلش رفتیم چند تا اتلیه کارهاشون رو دیدیم تا یه اتلیه خوب پیدا کنیم و از یک سالگیش عکس بگیریم بالاخره اتلیه ویونا خیابان امام جمعه رو انتخاب کردیم شنبه وقت گرفتیم برای اتلیه عصر ساعت 6 رفتیم و تا ساعت 7نیم کارمون طول کشیدخدا رو شکر موقع عکس گرفتن همش می خندید و عکس هاش خوب شدن روز چهارشنبه عکس هایی که انتخاب کرده بودیم رو تحویل داد و چند تا هم عکس کوچیک برای کادو به مهمان ها بهمون اشتانیون داد تصمیم گرفته بودیم سقف حال رو پر از ...
ادامه مطلب
در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «تولد دو سالگی» را میخوانید.تم تولدمون آبی بود به همه هم گفته بودیم ابی بپوشن .کف اتاق رو پر از پادکنک کردیم و به سقف هم به صورت هلالی دو ردیف بادکنک چسبوندیم و یه happy birthday رنگی هم زدیم به دیوار ساعت 6 خانم ها اومدن و کلی رقصیدیم و قبل از اینکه مهمون ها بیان یه اتاق بد افتاد پارمیس پاش اومد روی بادکنک ها و خورد زمین پیشونیش باد کرد اومد بالا بیچاره چقدر ریه کرد مامانم اومد دیگه اومدیم روغن حیوانی و زردچوبه زدیم روش یه کم بادش کمتر شد ساعت 8 مردها او...
ادامه مطلب
پنجشنبه 26 مرداد 96 تولد دو سالگی اش رو گرفتیم مهمونامون 14 نفر بودن مامان بابا و خواهر و برادر های خودم خاناواده شوهرم رو دعوت کردیم ولی نیامدن تم تولدمون آبی بود به همه هم گفته بودیم ابی بپوشن .کف اتاق رو پر از پادکنک کردیم و به سقف هم به صورت هلالی دو ردیف بادکنک چسبوندیم و یه happy birthday رنگی هم زدیم به دیوار ساعت 6 خانم ها اومدن و کلی رقصیدیم و قبل از اینکه مهمون ها بیان یه اتاق بد افتاد پارمیس پاش اومد روی بادکنک ها و خورد زمین پیشونیش باد کرد اومد بالا بیچاره چقدر ریه کرد مامانم اومد دیگه اومدیم روغن حیوانی و زردچوبه زدیم روش یه کم بادش کمتر شد ساعت 8 مردها اومدن و بابایی هم کیک رو آ<رد کیک هم آبی بود عروسک و داده بودیم کیک کرده بودن خیلی خوشکل شده بود . بعد از شمع روشن کردن و ف...
ادامه مطلب
مثل اینکه جاش خوبه هرچی انتظار کشیدیم به دنیا نمی اومد انگاری دخترمون صبرش...
ادامه مطلب
دو شب تو بیمارستان ارجمند بودیم چهارشنبه صبح مرخص شدیم تا کارهای حسابداری رو کردیم ظهر رسیدیم خونه بابا زحمت کشیده بود جلو پامون ...
ادامه مطلب